العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

90

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

اگر چنين بود در تابستان و زمستان بايد مختلف شود ، و گفته‌اند : ستاره‌هاى خرديست كه نزديك هم و اندر هم شده‌اند و ممتاز نميشوند در ديد آدمى و از بس در هم شدند و ريزند بمانند تيكه‌هاى ابر نمودار شدند و اين نزديكترين وجوه است بباور « 1 » . 15 - در علل محمّد بن علىّ بن ابراهيم ، معنى آسمان اينست كه بالا است ، و معنى زمين اينست كه پائين است « 2 » 16 - در نهج ( ج 1 ص 318 - 319 ) فرمود : بار خدايا پروردگار سقف بلند ، و فضاى خوددار ، آنچه فرودگاه شب و روزش ساختى ، و روانگاه خورشيد و ماه و جاى رفت و آمد اختران گردنده ، و نمودى ساكنانش را گروهى از فرشته‌هايت خسته نشوند از پرستشت ، و پروردگار اين زمين كه آن را پايگاه مردم ساختى و گردشگاه خزنده‌ها و چهارپايان ، و آنچه شماره نشوند از ديدنى و ناديدنى ، و پروردگار كوههاى لنگر مانند كه آنها را ميخهاى زمين ساختى ، و پشتيبان آفريده‌ها . بيان : سقف مرفوع آسمانست ، جوّ هوا است و ميان آسمان و زمين كه بهم پيوسته است و بعضى جوّ مكفوف را هم به آسمان تفسير كرده و ظاهر اينست كه همان هواء ميان آسمان و زمين است كه محدود به آسمان شده و در دعاء آمده « و بسته هوا را به آسمان » غاض الماء : فرو كشيد و كم شد ، و آسمان فرودگاه شب و روز و خورشيد و ماه است كه در آن نهان شوند ، و اگر به هوا تفسير شود براى آنست

--> ( 1 ) چنانچه در پاورقى 75 بيان شد كهكشان مركز جهان ماده است و در آن تيكه‌هاى ملياردى از مه و ماده متراكم و شماره‌هاى مليونى از ستاره‌هاى نارس و رسيده وجود دارد و مادر همه اختران آسمانست كه از آن بفضاء برآيند و تاثير آن در طوفان شايد براى فشارى بوده كه به مواد مه نماى خود وارد ساخته و آنها را آب كرده و بسوى زمين سرازير شدند و طوفان را بوجود آوردند ( شرح مترجم ) . ( 2 ) و اين دليل روشنى است بر تفسيرى كه براى آسمان نموديم ( شرح مترجم )